تبليغاتX
عوامل، راه‌ها و موانع پيشرفت

عوامل، راه‌ها و موانع پيشرفت

آموزش وپرورش نه روزى براى شروع شدن دارد و نه روزى براى تمام شدن. اما حداقل کارکرد وجود اول مهر در تقويم آموزشى مى تواند بهانه اى براى بازبينى، يادآورى، بازسازى و توسعه کشور داشته باشد؛و در حقيقت يادآور اين نکته است که آموزش وپرورش هر ساله نيازمند انطباق و حرکت با نيازهاى جديد و الزامات نوين است ، چرا که اين مدارس درواقع کاکردي جز تامين منايع انساني ندارند.
در رسيدن به منابع انساني يکي از يهترين سرمايه گذاري آموزش است ، زيرا هدفِ آموزش آماده کردن کودک براي بعهده گرفتن مشاغل تخصصي در آينده و شرکت در نظام تقسيم کار است و مدرسه با آماده ساختن کودک حضور او را درجامعه و درک به موقع و هماهنگي ساختارها ، کارکردها و فرهنگِ جامعه ميسر مي سازد.
مطمئنا حضور حدود يک ميليون 200 هزار نوآموز در جشن شکوفه ها مويد اين نکته است که سرمايه گذراي بر روي آنها مي تواند توسعه را هر چه بيشتر در ايران شدت ببخشد.
زيرا در کشوري مانند ايران به دليل محدوديت هاي ناشي از کمبود نيروي انساني ماهر ، اين موضوع از نقش و اهميت ويژه اي برخوردار مي شود ، موضوعي که در بسياري از کشورها همانند ژاپن و کره و مالزي نتيجه بخش بوده و مسير توسعه کشورشان را فراهم نمود .
بعنوان مثال کشور مالزي در تلاش جهت توسعه آموزشي کشور، قوانين آموزشي مصوب سال 1961 مورد بازنگري قرار داد و پيشرفت برنامه هاي آموزش همگاني در مالزي مرهون توجه دولت به‌آموزش و اختصاص بودجه‌هاي کلان به‌اين بخش است،چرا که بودجه‌هاي اختصاص يافته به بخش آموزش در قياس با بودجه‌هاي عمومي ديگر، بيشتر است.
اين کشورها استفاده صحيح از نيروي انساني به مثابه ارزشمند ترين و بزرگترين ثروت هر جامعه به صورت مسئله اي حائز اهميت مورد توجه قرار مي دادند و معتقدند که انسان هم هدف توسعه و هم عامل و اگر ‌کشوري نتواند مهارتها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملي به نحوي موثر بهره برداري کند ، قادر نيست هيچ چيز ديگري را توسعه بخشد.
در اين کشورها آموزش و پرورش بعنوان يکي از اصيل‌ترين و وسيع‌ترين نظام فرهنگي که نقش آماده سازي نيروي انساني را بر عهده دارد از اهميت زيادي برخوردار است و سعي مي شود بيشتربن بودجه و سرمايه گذاري در اين بخش صورت بگيرد.
اين اهميت به گونه اي است که همه نهادها، گروه‌ها به نوعي که در تحقق توسعه کشور مشارکت دارند، ريشه اغلب مشکلات، نابساماني‌ها، نارسايي‌ها و بحران‌هاي اجتماعي را در سيستم و فرايند آموزشي جستجو و معرفي مي‌کنند.
اين در حالي است که در کشور مان تنها حدود 15 درصد از بودجه کشو را به سازمان آموزش و پرورش اختصاص يافته که در مقايسه با بودجه ساير سازمانها و عملکرد آنها زياد مورد چشمگير نيست و پيش بيني مي شود ، امسال هم با چهار هزار ميليارد ريال کسر بودجه مواجه خواهد شد.
اگر قرار است جامعه در حال گذار ايران به سلامت از گردنه‌هاي صعب‌العبور تغييرات اجتماعي گذر کند،‌ شايسته است که نظام آموزش و پرورش صرفنظر از تأخيرهايي که تاکنون در ورود به عرصه مهندسي اجتماعي داشته است،‌مسئوليت و سهم بيشتري در قبال جامعه بر عهده گيرد و نقش جدي‌تري را در خروج از بن‌بست کنوني و نيل به جامعه مطلوب ايفا نمايد.
اين مهم ميسر نمي‌شود مگر آنکه نظام آموزش و پرورش ما، ضمن کسبِ وزن، شأن و جايگاه شايسته و واقعي خود در نظام و سلسله مراتب اجتماعي و سازماني کشور،بتواند خود را از قيد و بندها و مشکلات بي شماري که با گريبانگير است رها سازد و به منزله بازوي روشنفکري جامعه،‌ زمينه‌هاي شکل‌گيري آموزش و پرورشي انسان‌گرا، توسعه همه جانبه و درون‌زا را فراهم آورد‌ تا به نوبه خود،‌ بتواند مشکلات موجود در توسعه کشور که همانا نيروي انساني بگشايد.
بازگشت سرمايه گذاري در نيروي انساني، اغلب مستلزم فرايندي طولاني و بلند مدت است، ليکن بازدهي آن بسيار عميق و گسترده بوده و در تمام کنش‌هاي فردي و جمعي افراد اعم از رفتار، گفتار، جمعيت و کاهش هزينه‌هاي اقتصادي، بهداشتي، قضايي انعکاس مي‌يابد لذا عبارت «ما آنگونه زندگي مي‌کنيم که تربيت مي‌شويم» به درستي انعکاسي از کيفيت آموزش و پرورش مي باشد.
فرايند يادگرفتن دانش ، مهارت و آموزش، يکي از پايه‌هاي اساسي پيشرفت جامعه محسوب مي شود و امروزه در دنياي معاصر، سيستم آموزشي ابزار و تکيه‌گاه تمامي ‌دولت‌هاي مدرن براي نيل به توسعه پايدار و همه جانبه مي‌باشد.
ولي اين موضوع هنوز در سيستم آموزش و پرورش ايران نتوانسته به احراز جايگاه واقعي خود در ادبيات سياسي- اجتماعي و فرهنگ برنامه‌نويسي و بودجه‌ريزي دست يابد و بيشتر بخاطر اينکه يکي از مهمترين مراکز تبليغات ايدئولوژيهاي سياسي دولتمردان محسوب مي شود ، بيش از ساير نهادها دست خوش تغيير ات شده و تا به امروز نتوانسته در حد مطلوب شيوه منظمي براي آموزش و ارزشيابي تدارک تنظيم کند.
آموزش وپرورش ايران هنوز وامدار يک سيستم قديمى و کهنه براساس آموزه هاى تعليم و تربيت قرن گذشته است. چنين روشى شايد در زمان خود کارآيى هاى خاص خود را داشت. اما به تدريج بايستى جاى خود را به شرايط و الزامات جديد بسپارد.
براساس برآوردهاى انجام شده معمولاً دوره راهنمايى، سالانه ??درصد و در دوره ابتدايى ? تا ? درصد، مردودى ديده مى شود که اين امر نشان دهنده اتلاف هزينه است، در حالى که آموزش و پرورش خود باکمبود اعتبار وهزينه رو به رو است. به اين ترتيب، براى بازگشت دانش آموزان و تکرار پايه تحصيلى، حدود يک ششم هزينه هاى تحصيل تحميل مى شود.
اين در حالى است که بنا بر تحقيقات تکرار پايه نه تنها در يادگيرى دانش آموزان مؤثر نيست، بلکه موجب افسردگى و احساس ناتوانى در دانش آموز مى شود.
مطالعه تجربيات کشورهاى پيشرفته نشان داده اگر رسيدن به سطح بالاتر تنها با ملاک نمره، ارزيابى شود، ولى دانش آموز نتواند مهارتهاى لازم اجتماعى، فرهنگى و فردى را براى حضور در جامعه فراگيربدست بياورد ، اين نوع نظام تحصيلى موفق عمل نکرده است.
در نظام هاى پيشرفته هر دانش آموز يک پرونده اخلاقى ، شايستگى، لياقت، نظم رفتار دارد که ملاک ارتقاست.مدل سنتى آموزش و پرورش در غالب کشورهاى غربى سالهاست که منسوخ شده است.
اين در حالي است که نظام امتحانات کشور ما يکى از سختگيرترين ومشکل ترين روشهاى تعليم وتربيت درجهان است و تأکيد بر حافظه و انتقال اطلاعات عمومى همچنان محور نظام آموزشى ما را تشکيل مى دهد ولي در جهان جديد پرورش دانش آموز خلاق بر پرورش دانش آموزى که صرفاً به انتقال ذهنى منابع مى پردازد، برترى دارد.
در کشور آمريکا طبق استاندارد ، تعداد دانش آموزان در هر کلاس نبايد بيش از 25 نفر باشد و همه مدارس امريکا مجهز به رايانه و وصل به اينترنت هستند و آموزش رايانه از کلاس ابتدايي جزو دروس مدارس است. همين شيوه ها باعث شده در برخي از مناطق آمريکا آمار ميانگين سطح سواد رايانه اي دانش آموزان بيش از معلم ها باشد.
در اين کشور سطح توانايي ها اين دانش آموزان در کارنامه هايي که به 4 سطح زير استاندارد ـ نزديک به استاندارد ـ در سطح استاندارد ـ بالاتر ازاستاندارد تقسيم شده ثبت مي شود ، و اگر در نزديک به استاندار باشد بايد دوباره به آموزش در همان درس بپردارند.
از اين‌رو، بايسته است سياستگزاران و مسئولين عالي نظام با تجديد نظر در نگرش و روش‌هاي پيشين خود، و اعاده جايگاه و منزلت آموزش و پرورش در سلسله مراتب سازماني و اجتماعي، حساب جديد و بيشتري بر روي نقش و سهم نظام آموزشي ايفا کنند.
چرا که هيچ جامعه‌اي و هيچ حکومتي از طريق بي‌اعتنايي به نظام آموزشي به جايي نرسيده است و بدرستي گفته شده که هيچ جامعه‌اي نمي‌تواند فراتر از علم و معلم خود برود واز اين روست که مي‌توان گفت که وضعيت فعلي نظام آموزش و پرورش و معلمان ما در واقع نمود،‌ برآيند و آينه‌اي تمام نما ازروش،منش،بينش وتوان برنامه‌ريزي و مديريت کشورمي‌باشد.  خبرگزاري ايسکانيوز

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 1:49 توسط سحر محرابی |


بيستم فروردين روز ملي فناوري هسته اي مبارک باد

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین 1387 15:0 توسط سحر محرابی |


محمود احمدي نژد رئيس جمهوري اسلامي ايران يكشنبه شب در جمع نخبگان استان كهگيلويه و بويراحمد حضور يافت و با اشاره به سخنان 15 نماينده فعالان عرصه‌هاي مختلف اين استان، اظهار داشت: حرف‌هاي زيادي نيز براي گفتن وجود داشت كه مي‌توانست بسيار كارگشا باشد، اما فرصت كافي براي بيان آن‌ها نبود، كه ما اميد داريم فرصت‌هاي مناسب‌تري فراهم شود تا همه دلسوزان بتوانند نظرات خود را مطرح كنند.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 1:52 توسط سحر محرابی |


برای دستیابی به پیشرفت وتعالی موفقیت باید اصولی را بشناسیم وآنها را رعایت کنیم که عبارتند از :

 

1-باید انگیزه ها را مشخص کنیم تابا یک برنامه ریزی اصولی به هدف برسیم.

 

2-هر چه وهر کجا که هستیم به دلیل آن است که خودمان این طور خواسته ایم مسئولیت کامل آنچه که هستیم وآنچه بدست آورده ایم وآنچه خواهیم شد . بر عهده خود ماست .

 

3-ما تبدیل به همان چیزی می شویم که در باره آن بیشتر فکر می کنیم . پس برای رسیدن به هدف ورسیدن به کمال وپیشرفت روز افزون در زندگی باید به اهداف آنچه که می خواهیم فکر کنیم ودر راه آن کوشا باشیم.

 

4- همه ی امید ها رویاها وهدف ها آرمان های مادر گروسخت کوشی است هر چه بیشتر تلاش کنیم موفقیت بیشتری کسب خواهیم کرد.

 

5-در هر حوزه ای موفق ترین افراد کسانی هستند که وقت بیشتری را صرف کسب آمادگی برای انجام کارها می کنند عملکرد خوب نتیجه ی انجام آمادگی کامل است.

 

 

6-هر چه بیشتر کار کنیم کار آرایی بیشتری پیدا می کنیم اما باید اموری را بر عهده بگیریم که در حد توان ما باشد .

 

7- مصمم بودن یکی از راههای رسیدن به پیشرفت وترقی است.

 

8-استقامت ویزگی اساسی موفقیت است. اگر به اندازه کافی استقامت کنیم.طبیعتا سرانجام موفق خواهیم شد. 

+ نوشته شده در شنبه هفدهم فروردین 1387 0:7 توسط سحر محرابی |


روز 12 فروردين سال 1358، روز ظهور شخصيت واقعى مردم ايران و روز تثبيت انقلاب اسلامى است . در اين روز پربركت ، ساختار جديد سياسى - اجتماعى ايران برمبناى آراى اكثريت قريب به اتفاق مردم ايران يعنى 2/98 درصد،برقرار گرديد و نظام مقدس جمهورى اسلامى با اراده الهى و خواست مردم تثبيت شد.
#
صبحگاه 12 فروردين
كه روز نخستين حكومت الله است از بزرگترين اعياد مذهبى و ملى ماست .
#
ملت ما
بايد اين روز را عيد بگيرند و زنده نگه دارند.روزى كه كنگره هاى قصر 2500 ساله حكومت طاغوتى فرو ريخت .
#
از ملت انتظار آن دارم كه با تمام قوا از اسلام و
جمهورى اسلامى پاسدارى كنند
.
صحيفه نور جلد 5،ص 234

#
خداى تعالى بر ما منت نهاد و رژيم استكبار را با دست تواناى خود كه قدرت مستضعفين است در هم پيچيد و ملت عظيم ما را ارائه و پيشواى ملت هاى مستضعف نمود.
صحيفه نور جلد 5،ص 233

#
مبارك باد بر شما روزى كه پس از شهادت جوانان برومند و داغ دل مادران و پدران و رنج هاى طاقت فرسا، دشمن غول صفت و فرعون زمان را از پاى درآورديد و با راءى قاطع به جمهورى اسلامى ، حكومت عدل الهى را اعلام نموديد.
صحيفه نور جلد 5، ص 233

#
اميدوارم كه هر سال روز دوازدهم فروردين ، روز عيد ملت ما باشد كه رسيدند به قدرت ملى و خودشان ، سرنوشت خودشان را به دست خواهند گرفت .
صحيفه نور جلد 5،ص
239
#
جمهورى اسلامى است كه مى تواند همه مقاصد ايرانى ، را انجام
دهد.
جمهورى اسلام است كه احكام مترقى او بر تمام احكامى كه در ساير قشرها و
ساير مكتبهاست تقدم دارد.
صحيفه نور جلد 5،ص 235

#
ملت ايران اين روز را عيد اسلامى - ملى تلقى مى كند.و آن روز فتح مطلق و نصر به تمام معناست كه همه مستضعفين جهان را اين نور سنت الهى و سايه پرچم (نصر من الله ) فرا گيرد.
صحيفه نور جلد 12،ص 30

#
در سالروز جمهورى اسلامى انتظار دارم كه تمام نهادهاى اين جمهورى ... همه و همه كوشش كنند...در اصلاح درون و برون كه خود با اصلاح آنان كشور روبه صلاح مى رود...
صحيفه نور جلد 17،ص 226

+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 19:2 توسط سحر محرابی |


توسعه مفهوم كلیدی درعلوم اجتماعی است كه موضوعات گوناگونی را دراندیشه ورفتار جوامع درابعاد مختلف فرهنگی، اقتصادی،اجتماعی وسیاسی را دربرمیگیرد متخصصان رشته های مختلف علوم انسانی درفضایی پوزیتیویستی هریك كوشیده اند براساس رشته تخصصی خود تعریفی از توسعه ارائه دهند ولی از آنجا كه مفهوم توسعه درپیوند با تحولات عمیق اجتماعی درجوامع اروپا مطرح شده واین تحولات نیزابعاد وجوانب مختلف مرتبط باهم داشته اند. تجزیه این ابعاد وتاكید وتجویز بربعدی از آن، همراه با غفلت از ابعاددیگر توسعه بویژه دركشورهای جهان سوم واز جمله ایران،آثار وعوارض زیانباری داشته است. ابهام وسردرگمی درمعناو مفهوم توسعه وفقدان نگرشی علمی ودرعین حال جامع نسبت به آن رویكردهای عملی ناصواب درحوزه های كلان اقتصادی ، اجنماعی وسیاسی باعث شده كه بسیاری از جوامع جهان سومی از اهداف اساسی توسعه ای فاصله گرفته ومسائل ومشكلات وبحران های داخلی خود را نتوانند حل ورفع نمایند واین درحالی است كه محور اصلی مسائل این كشورها حول بحث توسعه وتوسعه نیافتگی درجریان است وانجام تغییرات واصلاحات لازم موكول به آگاهی وشناخت  وشعور عمیق واساسی ازواقعیت اجتماعی درتمامیت خود می باشد. مفهوم توسعه كه به تدریج جایگزین مفاهیم دیگری نظیر ترقی، تكامل و رشد شد درابتداء از علوم طبیعی استخراج گردیده ودرمورد فرایند تغییر درجوامع بشری بكار گرفته شد وپس از سیر مراحل مختلف مفهومی ونظری به معنای فرایندی شد كه از طریق آن استعداد های نهفته وتوانایی های بالقوه یك شی یا ارگانیسم شكوفا می شود تا اینكه به شكل طبیعی وكامل وبه بلوغ نهایی اش برسد. بااین استعاره امكان نشان دادن هدف توسعه وبرنامه های عملی آن فراهم شد. یكی از نارسائیهای عمده ادبیات كلاسیك توسعه به واسطه غلبه نگرش پوزیتیویستی، تجزیه ابعاد فرهنگی ،اجتماعی،اقتصادی وسیاسی توسعه وبویژه تقلیل توسعه به رشد اقتصادی بود كه آثار منفی وواكنش های حادی را نسبت به توسعه ونوسازی درجهان سوم بوجودآورد. ولی به تدریج سازمان ملل درگزارشهای خود تعبیر توسعه اجتماعی وبرقراری تعادل میان ابعاد فرهنگی ، اقتصادی واجتماعی آن وتغییرات كیفی فراتر از كمی وارتقاء كیفیت زندگی را مورد توجه قرار داد وپذیرفت كه رشد اقتصادی سریع با نابرابری فزاینده درسطوح ملی وبین المللی همراه بوده است.بدین ترتیب روشن شد كه حوزه های مربوط به جامعه، اقتصادو سیاست را نمی توان از هم جدا كرد وفراتر از بعد اقتصادی ابعاد انسانی توسعه مورد توجه بیشتری قرار گرفت وازتوسعه فردی،توسعه اجتماعی ،توسعه شهری ، توسعه جهانی وتوسعه سیاسی سخن به میان آمد. بنابراین توسعه مفهومی جدید برای بیان مضامین عمیق است كه درطول تاریخ تحت عناوین دیگری دنبال می شده وفطرت كمال جوی انسان همواره درهر سطح ومرحله ومقطعی از تكامل فكری واجتماعی وتاریخی خود وبراساس سطح ادراك وشناخت ومبانی معرفت شناختی ، هستی شناختی وانسان شناختی خویش به نوعی آن را تعریف وتنظیم ودنبال كرده است. درمجموع چون توسعه انسان وجامعه انسانی مطرح است ضرورتا" توسعه باید جامع،یكپارچه وچند بعدی باشد ودربعد فرهنگی حقیقت ، دربعد سیاسی آزادی ودربعد اقتصادی عدالت همراه با توسعه اندیشه،قدرت وثروت ودرپیوند وتعامل موزون وهماهنگ با یكدیگر درروابط ومناسبات اجتماعی عادلانه محورهای اصلی توسعه را تشكیل می دهند. درسالهای اخیر درجوامع غربی دررشته های مختلف علوم اجتماعی نگرشهای جدیدی درحال شكل گیری است كه درتحلیل مسائل اجتماعی درچارچوب سنتی واثبات گرایانه پا فراتر گذاشته ومعیارهای كمی وصوری محض رادرارزیابی تجربیات جوامع بشری كافی نمی دانند ونگرشهای جدید فلسفی بانگاهی انسانی تر به امور مطرح شده اند كه انسان را فراتر از یك موجود اقتصادی محض وابزار وعامل تولید وواحدی مصرف كننده ومنفعل تلقی نموده وتعامل او باانسانهای دیگر وبا طبیعت وهدف او درزندگی را ورای كسب سود ودرآمد ثروت درنظر می گیرند. ودراین نگرش نمی توان سیاست را از اقتصاد وآزادی سیاسی وحقوق مدنی را از آزادی های اقتصادی ودرآمد ثروت جداكرد. هدف برنامه های توسعه نه صرفا" افزایش درآمد وتولید سرانه ورفاه ومصرف بلكه در پیوند باآن وفراتر ازآن تحقق استعدادهای بشر ونیل به آزادی است. آزادی های انسانی هم جنبه سلبی دارد وهم جنبه ایجابی وتحقق توسعه مستلزم رفع موانع آزادی وگسترش دامنه انتخاب بشر درانتخاب نوع زندگی دلخواهش كه به دلایلی برای آن ارزش قائل است می باشد. دراین نگرشها فقر همانقدر مانع آزادی است كه استبداد وعدم تساهل رژیم های سركوبگر،وفقدان فرصت های اقتصادی همانقدر مانع آزادی است كه محرومیت های اجتماعی سیستماتیك وكمبود درآمد ووسایل تامین معیشت وتغذیه وبهداشت وآموزش همانقدر مانع آزادی است كه فقدان آزادی فردی وسیاسی وحقوق مدنی ومشاركت سیاسی وبحث وگفتگوی آزاد درحوزه عمومی. آزادی ها هم از نظر كارآئی وكارآمدی وبطور ابزاری درتحقق توسعه نقش دارند وهم جزء اساسی وذاتی وسازنده توسعه است ودرهرگونه ارزشگذاری وارزیابی تجربیات مربوط به توسعه كشورها تحقق آزادی انسانها وگسترش دامنه انتخاب آنان وحقوق بشر ملاك ارزیابی وموفقیت است. توسعه انسانی فراتر از رشد اقتصادی متعارف ونگاه ابزاری به انسان، به توسعه اجتماعی وسیاسی نیز توجه دارد.درتوسعه انسانی،انسانها نه وسیله توسعه بلكه هدف آن قلمداد می شوند كه درآن حقوق وآزادی های مدنی وسیاسی افراد وگروههای اجتماعی حفظ شده ودرروندی مشاركت آمیز نیازهای اساسی بشر تامین می گردد وكیفیت زندگی انسانها ارتقاء می یابد. دراین راستا نگرشهای جدیدی شكل گرفته كه بااتخاذ رهیافتی یكپارچه، جامع ومنسجم درچارچوب افزایش توانائی ها وقابلیت انسانها به یافته های مهمی پیرامون توسعه اقتصادی ، عدالت اجتماعی وحقوق بشر برای ایجاد دنیائی بهتر دست پیدا كرده است.  برای نمونه آمارتیاسن كه رئیس كالج ترینیتی دركمریج وبرنده جایزه 1998 نوبل درعلم اقتصاد است به عنوان یك اقتصاددان تاكید فراوان برآزادی های مدنی وسیاسی ونقش وتاثیر این آزادی ها درامر توسعه دارد او بویژه برعاملیت وكارگزاری فعال انسانها بخصوص زنان درروند تغییرات اجتماعی تاكید دارد.بنابراین ازنظر او توسعه بعنوان یك فرایند بسط وگسترش آزادیهای واقعی كه مردم بتوانند ازآنها بهره مند شوند مطرح می شود. علیرغم دیدگاههای محدودی كه درباره توسعه وجود دارد وتوسعه را بارشد تولید ناخالص ملی ، افزایش درآمدهای مشخص،صنعتی شدن، پیشرفت تكنولوژیك ویا نوسازی اجتماعی یكسان می انگارد وی توسعه را تمركز برروی آزادی های انسانی دانسته ورشد ویا درآمدهای فردی را بعنوان وسیله بسط وگسترش آزادی هایی كه اعضای جامعه ازآنها بهره مند می شوند درنظر می گیرد البته آزادیها به تعیین كننده های دیگری از قبیل ترتیبات اجتماعی واقتصادی به مانند تسهیلات آموزشی ومراقبتهای بهداشتی ،حقوق مدنی وسیاسی به مانند آزادی مشاركت دربحث وموشكافی عمومی نیز بستگی دارند وصنعتی شدن یا پیشرفت تكنولوژیك یا نوسازی اجتماعی می تواند به عنوان وسیله ای برای بسط وگسترش آزادی انسانی به خدمت گرفته شوند. نظركردن به توسعه برحسب بسط آزادی های اساسی وماهوی توسعه را بااهمیت می سازد. توسعه مستلزم كنار زدن ومحوفقر وایجاد آزادیهای مشروع مصرح درقوانین اساسی پیشرفته هركشوری است ودنیای كنونی با وجود اینكه دنیای فراوانی منابع وامكانات درهمه زمینه ها است وافزایش دور ازانتظاری دروفور بطور كل فراهم آمده است اما تعداد وسیعی از افراد وشاید اكثریت افراد ومردم ازآزادی های اولیه وابتدائی محروم هستند. برخی اوقات نیز فقر اقتصادی ارتباط مستقیمی با فقدان آزادی های اساسی وماهوی دارد. وفقر اقتصادی آزادی افراد را درتامین معاش ورفع گرسنگی ،تغذیه كافی ومناسب، یا علاج ودرمان بیماری های قابل علاج ، فرصت وامكان پوشاك ومسكن مناسب ویا بهره مندی از آب تمیز یا تسهیلات بهداشتی را تحت الشعاع قرار داده وباعث عدم دسترسی افراد به این امكانات می شود. 

توسعه را برحسب ابعاد مختلف وآزادی های حقیقی وماهوی افراد دیدن پیامد ها وملزومات بسیار گسترده ای برای درك ما از فرآیند توسعه ونیز برای شیوه ها و وسایل ارتقاء آن دارد.فرآیند توسعه دراین نگرش اساسی بدون ارتباط با فرآیند رشد اقتصادی وانباشت سرمایه فیزیكی وانسانی نیست اما پوشش آن بسیار فراتر از این متغییرها است. درتمركز برآزادی ها درارزیابی توسعه اینطور پیشنهاد وادعا نشده كه نوعی معیار دقیق وبی نظیر توسعه وجود دارد بلكه جلب توجه به جنبه های مهم فرآیند توسعه است كه هریك ازآنها شایسته توجه می باشند ودرسایه توجه همه جانبه به ابعاد مختلف توسعه براساس مزیت ها وشرایط بومی هر جامعه ای است كه می تواند منجر به تحقق اهداف انسانی ورشد وپیشرفت هر كشوری شود.

برگرفته از سایت www.asreazadi.com

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 1:44 توسط سحر محرابی |



هر روزتان نوروز           نوروزتان پیروز

اميرمؤ منان على عليه السلام مى فرمايد:(هر روزى كه در آن ، نافرمانى و معصيت خدا نشود، آن روز،عيد است .) عيد ملى و باستانى نوروز، نخستين روز از سال شمسى و آغاز فصل بهار است .
# خدايا ما را در اين سال نو اين حالى كه داريم عوض كن ، ما گرفتار هواهاى نفسانى هستيم و تو مى دانى ، و تو مى توانى ما را نجات بدهى .
صحيفه نور جلد 19،ص 283
# تحويل حال الى احسن حال اين است كه انشاءالله در اين سال نو ما تغييرات روحى بدهيم يعنى واقعا تحول بر ايمان حاصل بشود و او به اين است كه همان طورى كه سيره انبياء از اول تا آخر بوده است كه جنگ و صلحشان براى خدا بوده است ...
صحيفه نور جلد 21،ص 106
# از آداب امروز روزه گرفتن است ،از آداب امروز دعا كردن است ،نماز خواندن است و اين به ما مى فهماند كه ملتى بخواهد به ره راست برود و بخواهد استقلال خودش را، آزادى خودش را بخواهد حفظ كند بايد در عيدش و در غير عيدش تذكر داشته باشد، ذكر خدا بكند.

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم فروردین 1387 22:54 توسط سحر محرابی |


بسياري از ما وقتي به اوضاع واحوال کنوني مسلمانان نگاه مي کنيم، بخاطر اوضاع اسفباري که مسلمانان در گوشه وکنار جهان از آن رنج مي برند، دچار يأس و نا اميدي مي شويم، ودر نهايت نتيجه گيري مي کنيم که مسلمانان در سراشيبي سقوط قرار گرفته، وسير قهقرايي را طي مي کنند، وتا روز قيامت به همين منوال خواهند ماند.اين همان چيزي است که گهگاهي عملا از گوشه وکنار مي شنويم، چه از طرف افراد دينداري که دلشان به حال اسلام ومسلمانان مي سوزد، واز راه دلسوزي چنين مي گويند، وچه از طرف کساني که شيفته زرق وبرق تمدن غرب هستند، و رهايي ما مسلمانان از اين اوضاع اسف بار را، در دنباله روي بي چون چرا وکورکورانه از تمدن غرب مي دانند.شايد علت چنين پنداري اين باشد که وقتي آن ها به اوضاع واحوال مسلمانان نگاه مي کنند، وپديده هايي همچون فقر، بيسوادي، عقب ماندگي، عدم پايبندي بخش بزرگي از مسلمانان به اسلام، وعدم برخورداري از حکومت اسلامي مرکزي ومستقل در تصميم گيري وغيره را مشاهده مي کنند، دچار چنين ذهنيت منفي از اسلام وکل امت اسلامي مي گردند.اتفاقاً اگر با نگاهي سطحي وايده آل گرا به امت اسلامي نگاه کنيم، شايد حق با اينگونه افراد باشد. ولي اگر قدري دقيق تر نگاه کنيم، واوضاع امت اسلامي را در طول تاريخ کنکاش نماييم، وشرايطي که در طول تاريح بر اين امت گذشته است، مد نظر قرار دهيم، به نادرستي اين نگرش وهمچنين به خطر شيوع آن در بين مسلمانان پي خواهيم برد.

برخي از عوامل ضعف وعقب ماندگي مسلمانان:

1-فقدان محوريت ومرکزيت

۲- غياب دو عامل جهاد واجتهاد

۳- قانون تداول

اگر خواب يک فرد يک شب طول مي کشد، ويا بيماري يک فرد - بنابه نوع بيماري- از چند روز تا چند سال طول مي کشد، خواب يا بيماري يک ملت يا تمدن ممکن است يک قرن يا بيشترطول بکشد، يا مثلا فاصله بيداري انسان از خواب، از زمانيکه از رختخواب بلند مي شود، تا وقتي که به حالت طبيعي برسد، ممکن است بين يک ربع تا نيم ساعت طول بکشد، ولي همين عمل بيدار شدن وبه حالت طبيعي رسيدن براي يک ملت يا تمدن، ممکن است سال ها بطول بيا نجامد.

خوشبختانه امت اسلامي مدت هاست که مرحله بيماري و خواب را پشت سرگذشته است، وبه تعبير بسياري از جامعه شناسان وصاحبنظران، اکنون در عصر بيداري اسلامي زندگي مي کند.

ولي همين بيداري چه وحشتي را در دل دشمنان ايجاد نموده، وچه لرزه اي را بر جان آن ها انداخته است، که با تمام قوا در صدد خواباندن مجدد اسلام وامت اسلامي اند.البته منظور اين نيست که مادر صدد آنيم که مجد وعظمت خود را بر ويرانه هاي تمدن غرب بنا کنيم، ومنتظر باشيم آن ها به مرحله مرگ برسند، وآنوقت خود را علم کنيم، هرگز!!! در آنصورت ما هنري نکرده ايم، ما در صدد پيشرفت اسلام هستيم، نه با نابودي ديگران، بلکه در کنار ديگران، وبا دعوت ديگران، ما معتقديم که اين دنيا ميدان مسابقه است، وهر کس در اين ميدان جديت وپشتکار بيشتري داشته باشد، برنده خواهد بود.

بعد از آسيب شناسي جزئي امت اسلامي، اکنون نوبت آنست که به شواهدي بپردازيم که دال بر سير صعودي اسلام در عصر حاضر است:

۱- شواهد قرآني:

يکي از ويژگي هاي اسلام که در قرآن کريم زياد بر روي آن تأکيد شده است، بُعد الهي ورباني آن است، واين بدان معناست که حيات وادامه اين دين، وابسته به حيات فرد ويا ملت خاصي نيست، بلکه وابسته به حفظ وحمايت الهي است.

يکي از قوانين الهي حاکم برجهان آن است که مراحل زندگي ملت ها تا حد زيادي به مراحل زندگي افراد شباهت دارد، يعني ملت ها نيز همانند افراد، از مراحل تولد، کودکي، نوجواني، جواني، ميانسالي وپيري عبورمي کنند، ونهايتاً مي ميرند. واين همان قانوني است که در قرآن کريم در آيات متعددي به آن اشاره شده است. خداوند مي فرمايد : براي هر ملت، اجل وزمان معيني است و هنگامي كه اجل آن ها فرا رسد، نه از آن تاخير مي‏كنند و نه از آن پيشي مي‏گيرند.

قوانين الهي(ونه طبيعي) با کسي پارتي بازي نمي کند، واستثنايي هم به آن راه ندارد،(مگر درحالات معجزه)، ولي همانطور که گفته شد اولاً: اين دين حيات وبقاي خود را از خداوند مي گيرد ونه از ملت يا فرد خاص، لذا با مرگ وزندگي ملت خاصي تحت تأثير قرار نمي گيرد. ثانياً: امت اسلامي منحصر به ملت ويا قوم خاصي نيست،  بلکه تقريبا تمام اقوام ومليتها را در برمي گيرد، اگر ملتي در حمل رسالت کوتاهي کرد، ويا از بين رفت، ملت ديگر جاي اورا پر خواهد کرد، وبقول يکي از انديشمندان بزرگ معاصر:« امت اسلامي دچار غفلت مي شود، چرت ميزند، به خواب مي رود، بيمار مي شود، اما هرگز نمي ميرد.»

خداوند مي فرمايد: اي مردم! اگر او بخواهد، شما را مي برد، و افراد ديگري را (به جاي شما) مي آورد، وخداوند بر اين كار تواناست. [النساء:۱۳۳]

 پروردگارت بي نياز ومهربان است; (پس به كسي ستم نمي‏كند) اگر بخواهد، شما را مي برد، وهر كس را بخواهد جانشينان شما مي‏گرداند; همان‏طور كه شما را از نسل اقوام ديگري به وجود آورد. [الأنعام: ۱۳۳]

 سير تاريخي اسلام نيز اين امر را به اثبات مي رساند، حکمت واراده خداوندي بر اين قرار گرفت که رسالت خاتم از ميان ملت عرب برخيزد، زماني که رسول خدا صلي الله عليه وسلم از دنيا رحلت فرمودند، پرچم اسلام بر زمين گذاشته نشد، بلکه ياران باوفاي آن حضرت اين دين را در مدت کمتر از ۷۰ سال به اقصي نقاط دنيا رساندند، از چين در شرق، وتا اسپانيا در غرب.

۲- شواهد نبوي:

يکي از معجزات رسول اکرم صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّم اخباريست که آن بزرگوار در باره حوادث آينده داده اند، وهمه آن ها يا بوقوع پيوسته، ويا هنوز وقت آن فرا نرسيده است براي مثال به اين حديث توجه کنيد عَدِي بن حاتم مي گويد: در حالي که من در نزد رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ نشسته بودم، ناگاه مردي آمد واز فقر وبينوايي شکايت کرد، سپس مرد ديگري آمد واز راهزني شکايت کرد، رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فرمود: اي عدي! «حيره را ديده اي؟» گفتم: آنرا نديده ام ولي خبرش به من رسيده است.فرمود:«اگر عمرت طولاني شود، خواهي ديد که زنِ سوار بر هودج(هودج اتاقکي است که بر روي شتر مي گذاشتند وزنان در آن مي نشستند) از حيره تا مکه سفر مي کند، وطواف خانه کعبه مي کند، واز کسي جز خدا هراس ندارد.» در دل با خود گفتم: پس کجايند آن راهزنان وعياران قبيله طيء که شهرها را به آشوب وفساد کشيده .

[صحيح البخاري، کتاب المناقب، باب علامات النبوة في الإسلام،حديث ۳۳۲۸]

منبع: ژينگه-آينده اسلام  

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 16:23 توسط سحر محرابی |


شهادت امام حسن عسکری تسلیت باد

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386 16:42 توسط سحر محرابی |


رقابت عامل مهمي است كه دو عامل اول را تحت تأثير قرار مي‌دهد؛ به اين معني كه اگر علم و دانش و توليد وجود داشته باشد ولي رقابت نباشد، پيشرفتي حاصل نمي‌شود و ما به‌جاي اين كه به‌دنبال حذف موانع سرمايه‌گذاري يا موانع توليد باشيم، بايد به‌دنبال رفع موانع رقابت باشيم.
در صورت وجود رقابت، مفاهيمي همچون كيفيت يا كميت محقق مي‌شود زيرا يك شركت در صورت بالا بردن كميت و كيفيت محصولات خود، توان رقابت در بازارهاي دنيا را دارد.

 

در كشور ما دو مسأله مهم را مي‌توان موانع توليد و توسعه دانست: نخست، دولتي بودن اقتصاد است كه همانند تحولي بر بخش خصوصي تسلط دارد. در واقع دولتي بودن اقتصاد و تسلط دولت بر 600 هزار ميليارد تومان سرمايه، اقتصاد كشور را تحت تأثير قرار داده است. مطابق آمار، از ابتداي سال تا كنون، تسهيلات بخش خصوصي نسبت به مدت مشابه سال گذشته، با نقصان جدي مواجه بوده است و اين نشان مي‌دهد كه ما از هدف اصلي‌مان كه همانا سرازير شدن تسهيلات از بخش دولتي به بخش خصوصي و كاهش نرخ سود تسهيلات به‌منظور كاهش قيمت تمام شده و ايجاد رقابت با كالاهاي خارجي است، فاصله گرفته‌ايم. انتظار ما اين است كه لااقل از 50 درصد تسهيلاتي كه در قانون و در حساب ذخيره ارزي براي بخش خصوصي در نظر گرفته شده است، 20 درصد به اين بخش اختصاص يابد. و اما دومين مانع توليد و توسعه در كشور، عدم توجه به سرمايه‌گذاري داخلي است كه اين مورد در كنار دولتي ‌بودن اقتصاد، ريشه كليه مسائل مبتلا به صنعتگران و كارآفرينان است.
به‌منظور تقويت اين بخش بايد علاوه بر در نظر گرفتن تسهيلات بيشتر براي بخش خصوصي، به واردات هم توجه خاصي كرد. در حال حاضر واردات كشور حدود 40 ميليارد دلار تخمين زده مي‌شود كه بايد دولت براي تنظيم بازار و حمايت از توليدات داخلي، واردات را كنترل كند و در صورت لزوم، با افزايش ميزان سود بازرگاني و افزايش تعرفه، مانع از آسيب‌ ديدن سرمايه‌گذاران داخلي شود.    اقتصادهاي دنيا متأثر از دو مقوله بازار و اثرات سياسي است زيرا در صورت عدم كنترل بازار، اقتصاد آن كشور هم غير قابل كنترل مي‌شود. از سوي ديگر جريانات سياسي هم به‌عنوان گزينه‌اي مهم در اقتصاد مطرح مي‌شود كه ميزان تأثير آن در كشورهاي مختلف، متفاوت است، در برخي كشورهاي اين اثر كم و در كشورهاي ديگر بسيار زياد است. با بررسي‌‌هاي صورت گرفته، ايران جزء آن دسته از كشورهايي است كه آثار سياسي، نقش ويژه‌اي در اقتصاد و صنعت آن ايفا مي‌كند،‌ به‌طوري كه اگر سهم بازار در اقتصاد 40 درصد باشد، سهم عوامل سياسي 60 درصد است؛ اين در حالي است كه ريسك پذيري صنعت و توليد از عوامل سياسي نبايد بيش از 10 درصد باشد و ما بايد با سرمايه‌گذاري‌هاي بيشتر و افزايش فعاليت‌هاي اقتصادي، اين ريسك‌پذيري را كاهش دهيم.

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 19:30 توسط سحر محرابی |


رازعوامل پیشرفت:

 رازاول:هدف

 رازدوم:تصمیم گیری

 رازسوم:برنامه ریزی

 رازچهارم:عزم واراده

 رازپنجم:تمرکزحواس

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 1:42 توسط سحر محرابی |


دنیاگرایی بشر امروز کار جهان رابه سمتی سوق داده که اقتصاد بر سایر وجوه حیات انسانی غلبه یافته است. در تفکر امروزی غرب که متأسفانه مقبولیتی عام یافته و در پهنه‌ی زمین اشاعه پیدا کرده است بشر را صرفاً از دریچه‌ی نیازهای مادی و دنیایی‌اش مورد مداقه و بررسی قرار می‌دهند. مهم‌ترین‌فاجعه‌ای که در این نحوه‌ی بررسی اتفاق می‌افتد این است که ماهیت حقیقی و فطرت الهی بشر مورد غفلت قرار می‌گیرد و انسان در مجموعه‌ای از غرایز حیوانی خلاصه می‌شود و وقتی اینچنین شد، لاجرم دیگر تکامل و تعالی انسان در بازگشتن به فطرت الهی‌اش نیست، در تأمین هر چه بهتر و بیشتر نیازهای مادی و غریزی اوست.

با این مقدمه‌ی مختصر کاملاً روشن می‌شود که چرا برای بشر امروز توسعه‌ی اقتصادی جایگزین تکامل روحی شده است. لفظ «توسعه» در فرهنگ جدید بشر به معنای تکامل استعمال می‌شود و اصلاً این سؤال به ذهن کسی خطور نمی‌کند که: «از کجا معلوم است که تکامل و تعالی انسان حتما در توسعه‌ی اقتصادی باشد؟»


ادامه مطلب

+ نوشته شده در دوشنبه بیستم اسفند 1386 22:36 توسط سحر محرابی |


انساني رشد دنيوي كاملي خواهد داشت كه رشد معنوي كاملتري دارد .

 آيات قرآن در رابطه با انسان رشد نيافته

مهم ترین مانع انسان برای رشد وبالندگی اعراض از یاد خداست که مانعی برای رسیدن انسان به مقام قرب ومنزلت های والای معنوی وکمالات خداوندی است(اعراف ۱۷۶ و۱۷۵ ) 

 پیروی از شیطان واطاعت وهمراهی با وی ویا پیروی از هوای نفس

 تجاوز گری (مطففین آیه ۱۵ و ۱۲) 

 دنیا طلبی (اعراف ۱۷۶ )

 شرک (زمر آیه ۳)

 گناه (مطففین آیه ۱۵ )

عوامل رشد و بالندگی انسان عناصر و عواملی را كه برای رشد و تعالی انسان مطرح است از نگاه قرآن و نهج‌البلاغه مورد بررسی قرار می ‌گيرد. از جمله موارد رشد و بالندگی عبارتند از:

 علم و تفكر علم و دانش، تفكر و تعقل يكی از عوامل سازنده انسان به شمار می ‌رود، قرآن كريم برای علم و آگاهی ارزش بسياری قايل است در ارزش علم و دانش همين بس كه نخستين آياتی كه بر پيامبر(ص) نازل شده است سخن از علم به ميان آمده است اگر كسی علم و آگاهی نداشته باشد نمی ‌تواند تكليف الهی را بشناسد تا به اطاعت صحيح از آنها تن دردهد. كسی كه از دانش تهی باشد از كجا می ‌تواند به هدف حيات خويش دست يابد تا در آن مسير گام بردارد خود قرآن علت سقوط بسياری از تبهكاران را عدم تعقل می ‌داند. «و قالوا لَو كُنّا نسمع او نَعْقِل ما كُنّا في اصحابِ السَّعير» «و گفتند: اگر ما به سخنان آنان گوش می داديم يا تعقل می ‌كرديم هرگز از ياران دوزخ نبوديم»آيه فوق از زبان دوزخيان نقل می ‌كند كه ايشان در پاسخ به فرشتگان مي‌گويند اگر ما در دنيا دعوت رسولان را گوش داده بوديم و به آنها عمل می ‌كرديم و يا پيامها و فرامين‌ها و حق بودن خود رسولان را درست تعقل كرده بوديم هرگز از زمره گمراهان و دوزخيان نبوديم.    

پليدی و زشتی را خداوند مربوط به عدم تعقل و انديشه می ‌داند، و افرادی كه نمی ‌انديشند قرآن پليد می ‌داند.

«و يَجعل الرِّجْسَ علي الذَّين لايعقلون»

«و پليدی را برای كسانی كه تعقل نمی كنند قرار می ‌دهد» انگيزه قرآن از دعوت انسان به مطالعه و تفكر و آگاهی سطحی نيست كه منشأ اثری نباشد بلكه دعوتش اينست كه انسان هدفداری خلقت را دريابد كه جهان بيهوده خلق نشده است، دريابد كه جهان دارای خالقی است او ناظر به تمام اعمال و رفتار انسان است.

ايمان و خداباوری: منظور از ايمان و خداباوری عبارت از اعتقاد قلبی به خدا و فرامين او همراه با تسليم در برابرش، ايمان غير از علم است چرا كه قرآن از كافرانی سخن می گويد كه با وجود علم و آگاهی به سوی كفر گرايش داشتند از جمله بايد از شيطان نام برد كه خدا را می ‌شناخت به معاد هم اعتقاد داشت و می ‌دانست كه انبياء از سوی خدا مبعوث شده‌اند ولی با اين وجود قرآن او را كافر می داند. «اَبي و اسْتَكْبَر و كانَ من الكافرين» (ابا كرد و كبر ورزيد و از كافران بود.)

 يا فرعون و اطرافيان وی علم به وجود و علم به رسالت موسی داشتند ولی در برابر آن حضرت موضع‌‌گيری خصمانه می ‌كردند حضرت موسی در خطاب به فرعون می گويد: تو می ‌دانستی آنچه به من نازل شده از سوی خدای آسمانها و زمين است.

 «لقد عَلِمَتُ ما انزل هولاءِ اِلّا ربُّ السموات و الارض» به تحقيق شما می دانستید (آنچه ارائه شد) از جانب خداوند آسمان و زمين نازل شده است.

«من كان يريد العِزَّه فِللهِ العِزَّهَ جمعياً‌اليه يَصْعَد الكَلِم و العمل الصالح يَرفَعُه» كسی كه خواهان عزت است (بايد از خدا بخواهد) چرا كه تمام عزت برای خداست، سخنان پاكيزه به سوی او صعود می كند و عمل صالح را بالا می برد.

منبع:عوامل و موانع پیشرفت

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386 23:2 توسط سحر محرابی |


شهادت امام رضا(ع)تسلیت باد

+ نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386 14:59 توسط سحر محرابی |


بنابر مکتب اسلام، انسان اعم از زن و مرد در دو دهه نخست حيات، به مثابه نهال نورسي است که مراقبت، هدايت، محبت و تربيت مي‌خواهد، وگرنه از گزند و آفت‌هاي پيراموني و دروني در امان نخواهد بود. اساسي‌ترين و مؤثرترين نهادي که اين مسئوليت فوق‌العاده اساسي را بر عهده دارد، نهاد خانواده است. دينداري و تعهد، نظم و انضباط، آموزش‌هاي اوليه، اخلاق و تربيت فردي و اجتماعي و. . . در خانواده، ترويج و به فرزندان منتقل مي‌شود.
خانواده ايراني، نهادي است که با روابط انساني، عواطف و محبت، احترام متقابل و مشورت و تبادل‌نظر و کار دسته‌جمعي، هويت مي‌يابد و دربردارنده اين عناصر هويت‌ساز به فرد است. امروزه، بسياري از نقاط ضعف افراد ايران، که در قالب ناهنجاري‌هاي اجتماعي بروز و ظهور يافته، يا ناشي از حضور و ارتباط نداشتن فرد با خانواده است و يا خانواده متبوع فرد، داراي كمترين  سامان بوده است.
بيشتر انسان هاي موفق انسان هايي هستند كه مي دانند براي چه زندگي مي كنند و به كجا مي خواهند بروند و كساني كه اميد ها وآرزوهاي بسياري در زندگي دارند ومي خواهند كه به آن ها برسند و افرادي كه مي خواهند هويت خود را حفظ كنند.

+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 15:30 توسط سحر محرابی |


تهران ، ایسکانیوز- "محمود احمدی نژاد" رییس جمهوری اسلامی ایران گفت: عدالت عامل اصلی پیشرفت و توسعه کشور است.

به گزارش روز پنجشنبه گروه سیاسی ایسکانیوز رییس جمهوری که صبح امروز در دومین روز از سفرش به استان سمنان در جمع پرشور مردم شهرستان گرمسار سخن می‌گفت، اظهار داشت : برخی افراد در زمینه اجرای عدالت در جامعه حرفهای انحرافی می‌زنند اما حرف ما این است که جوانان در همه جای کشور باید فرصت توسعه و پیشرفت و بروز استعدادهای خود را داشته باشند.
احمدی‌نژاد گفت : در تصمیم برای اجرای عدالت، عده‌ای بهانه می‌آورند و می‌گویند که اجرای عدالت کار سختی است و ما نمی‌توانیم در مقابل قلدری که منابع کشور را می‌بلعد بایستیم .
رییس جمهوری با بیان اینکه خداوند از انسان‌ها خواسته است که به اندازه وسع خود برای اجرای عدالت تلاش کنند، گفت: بعضی‌ها ما را از اجرای عدالت در جامعه نهی می‌کنند و از ما می‌خواهند که در مقابل بی‌عدالتی برخی افراد با نفوذ سکوت کرده و کوتاه بیاییم.
احمدی نژاد افزود: پاسخ من به آنها این است که مردم به ما رای داده‌اند که دست قلدرها را از بیت‌المال قطع کنیم و اگر بناباشد که‌در برابر تبعیض‌ها و بی‌عدالتی‌ها سکوت کنیم، این مسوولیت یک ریال هم نمی‌ارزد.
رییس جمهوری دوری از این دستورات الهی را موجب گمراهی انسانها دانست و گفت: مشکل امروز بشریت از ناحیه قدرتهایی است که به کلام خدا وتعلمیات انبیا بی‌اعتنا هستند.
احمدی نژاد، مخالفت قدرتهای زورگو با توسعه وپیشرفت ملت ایران را ناشی از زورگویی و زیاده‌خواهی برخی قدرتهای فاسد و از خدا بی‌خبر دانست.
وی خطاب به دشمنان ملت ایران گفت : شما هیچ راهی ندارید جز اینکه به حقوق ملت ایران احترام بگذارید و بدانید که ملت ایران در مسیر موفقیت و پیروزی است و دست شما به دامان بلند ملت ایران نخواهد رسید.
احمدی نژاد افزود: به‌شما توصیه می‌کنم که برگردید و رفتار خود را اصلاح کنید و بیش از این خود را نزد ملتهای دنیا منزوی‌تر نکنید، برای تظاهرات گسترده علیه شما در کشورهای مختلف دنیا مسابقه است و شما روزبه روز منفورتر می‌شوید.
رییس جمهوری خطاب به قدرتهای زورگو و فاسد گفت: دست از سر ملتهای آزاد بردارید، چرا به مناطق مختلف دنیا لشگرکشی می‌کنید، مطمئن باشید اگر فشار شما نباشد کسی از شما تقاضای کمک نخواهد کرد.
احمدی نژاد افزود: هر چقدر در ‪ ۲۸‬سال گذشته به ملت ایران دهن کجی کردید، ملت ایران متحدتر شد وامروز نیز مردم ایران یکپارچه و متحد ایستاده وحتی سرسوزنی از حقوق خود عقب نشینی نخواهند کرد.
رییس جمهوری در بخش دیگری از سخنانش به تلاش برای سازندگی کشور اشاره کرد و گفت: امروز همه ما وظیفه داریم با وحدت و همدلی همه‌جای این کشور را با عدالت بسازیم.
احمدی نژاد بااشاره به برگزاری جلسه شب گذشته هیات دولت در سمنان، گفت: در جلسه شب گذشته دولت،‪ ۳۸‬تصمیم مهم برای گرمسار اتخاذ شد.
رییس جمهوری با تاکید براینکه کارها باید اساسی واصولی انجام ‌شود، گفت: اگر تعداد کمی کار اساسی انجام شود بهتر ازکارهای فراوان مقطعی و ناقص است.
احمدی نژاد از اختصاص ‪ ۵۰۰‬میلیارد ریال تسهیلات ارزان قیمت زود بازده در سال جاری برای جوانان گرمسار، راه اندازی یک واحد صنعتی بزرگ با سرمایه گذاری دولت و بامشارکت مردم درگرمسار،ایجاد چهار منطقه نمونه گردشگری، تسریع تکمیل و فوریت تصفیه‌خانه آب آشامیدنی گرمسار، احداث یک بیمارستان ‪ ۹۶‬تختخوابی واحداث دو مجموعه ورزشی مجهز برای دختران و پسران گرمسار به عنوان برخی از تصممیات دولت برای این شهرستان نام برد . /125

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 17:26 توسط سحر محرابی |


اربعین حسینی را به همه شیعیان جهان تسلیت عرض می کنم

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم اسفند 1386 17:9 توسط سحر محرابی |


علل پيشرفت يك امت و نشانه‏هاى سقوط در بيانى از اميرالمؤمنين (ع) تبيين شده است كه به آن اشاره مى‏شود حضرت فرمود: «يستدلّ على ادبار الدول باربع تضييع الاصول، والتمسك بالغرور، تقديم الاراذل و تأخير الافاضل؛(1) دولت‏ها و جوامع زمانى به انحطاط گرايش پيدا مى‏كنند كه اصول ارزشى از بين برود و نيرنگ به عنوان اصل ارزشى مورد قبول قرار گيرد، فرومايه گان سمت‏ها و مسئوليتها را به عهده گيرند و كسانى كه فاضلند منزوى شوند.

 

بنابراين اگر انسان با مطالعه دريافت اصول ارزشى در جامعه تضييع شده و تباه گرديده و نيرنگ و غرور و فريب جاى آن را گرفته و همچنين اگر پست‏هاى حساس جامعه در اختيار فرومايگان قرار گرفته و انسان‏هاى فاضل و شريف از تصدى آن مشاغل محرومند ، مى‏تواند استدلال كند كه آن جامعه به سوى سقوط و انحطاط مى‏رود و اگر يافت كه اصول ارزشى بر اركان جامعه حاكم است، صداقت و امانت دارى و تلاش و كوشش و عدالت و آزادى در آن جامعه برجسته است وانسان‏هاى شريف و فاضل مسئوليت‏هاى گوناگون را به عهده دارند آن جامعه پيشرفت خواهد كرد.

در بيان ديگرى امام على (ع) فرمود: «يستدل على الادبار باربع، سوء التدبير وقبح التبذير و قلة الاعتبار وكثرة الاعتذار؛(?) بر ادبار دولت‏ها به چهار چيز استدلال مى‏شود 1- بدى تدبير 2- زشتى اسراف و تبذير 3- كمى اعتبار 4- بسيار مغرور شدن و يا بسيار پوزش خواستن».

بر اساس اين بيان اگر جامعه‏اى از مديريت خوب بهره‏مند نباشد و گرفتار اسراف و تبذير و ريخت و پاش مالى باشد و از حوادث درس عبرت نگيرد و براى حوادث پيش بينى نشده، چاره‏انديشى وآينده نگرى نداشته باشد و به دليل خطاهايى كه مرتكب مى‏شود پيوسته پوزش بطلبد يا پيوسته در دام غرور باشد. آن جامعه و دولت سقوط خواهد كرد. ولى در مقابل آن اگر جامعه از مديريت و برنامه ريزى خوب برخوردار باشد و از اسراف و تبذير دورى گزيند و از حوادث و رويدادها درس عبرت بگيرد و از خطاء و اشتباه بجاى عذرخواهى بعد از خطا اجتناب كند پيشرفت خواهد كرد، چنان چه همان حضرت فرمود: «حسن التدبير و تجنّب التبذير من حسن السياسة؛(?) نيكويى تدبير و دورى و اجتناب نمودن از اسراف از نيكويى سياست است»..

?. شرح غرر و درر، ج 6، ص‏450، شماره 10965.

?. شرح غرر و درر، ج‏6،ص 449.

?. همان، ج 3، ص 385.

منبع: ماهنامه پاسدار اسلام، شماره 298

 

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386 19:31 توسط سحر محرابی |


مقدمه:
   اتحاد ملي يک مساله داخلي است وانسجام اسلامي يک مساله خارجي وهرکدام نيازمند راهکارهاي متفاوت (وحتي گاه متناقض) مي باشند. چرا که يک راهکار ممکن است منجر به انسجام اسلامي بالا، اما اتحاد ملي پايين وبالعکس راهکار ديگري ممکن است منجربه اتحاد ملي بالا ولي انسجام اسلامي پايين شود. دراين نوشتار سعي بر ارائه راهکارهايي است که همزمان منجر به اتحاد ملي وانسجام اسلامي بالايي گردند واز ارائه راهکارهايي با نتايج متضاد يا متناقض و گيج کننده پرهيز شده است. پيش از ارائه هرگونه راهکار بايستي عواملي که منجر به اتحاد ملي وانسجام اسلامي در کودکان ونوجوانان مي شوند را شناسايي نماييم وپس از آن با برنامه ريزي هاي دقيق زمينه هاي لازم را براي تقويت شکل گيري نگرش مثبت نسبت به اتحاد ملي وانسجام اسلامي وهمچنين کسب دانش لازم وايجاد رفتارها مناسب فردي وگروهي فراهم کرد.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386 20:31 توسط سحر محرابی |


مطالعه انديشه‌ي علامه محمدتقي جعفري (ره) تأکيد وي بر اتحاد و اهميت و شگفتي‌هاي آن در ميان انسان‌‌ها را بر ما روشن مي‌کند، به عقيده وي هيچ يک از پديده‏هاى بشرى مانند دو پديده متضاد اتحاد و خصومت، منشأ آثار و نتايج با اهميت نبوده است.


علامه جعفري (ره) انواع اتحاد را در تقسيم‌بندي با استناد به آيات الهي اين‌گونه بر مي‌شمرد: طبيعى، ماوراى طبيعى، مربوط به ماهيت، اختيارى، ارزشى، مکتبى و قراردادى و اين‌گونه تشريح مي‌کند:

1. اتحاد در خالق، خالق همه آنان خدا است (ماوراى طبيعى)

2. اتحاد در حکمت بالغه خداوندى که آنان را به‌وجود آورده است و در سرنوشت و هدف اعلايى که همه انسان‌ها توانايى وصول به آن‌را دارند (ماوراى طبيعى است) از آن جهت که حکمت الهى و سرنوشت نهايى دو حقيقت فوق طبيعى هستند و (طبيعى است) زيرا تکاپو براى وصول به آن سرنوشت و هدف به اختيار انسان و در عرصه طبيعت انجام مى‏گيرد.

3. اتحاد در آغاز خلقت در عرصه طبيعت از يک پدر و مادر (طبيعى)

4. اتحاد در ماده خلقت (خاک) (طبيعى)

5. اتحاد در ماهيت و اصول مختصات جسمانى و مغزى و روانى (طبيعى و ماوراى طبيعى)

6. اتحاد در کرامت طبعى اولى (ذاتى) که خداوند بر همه انسان‌ها عنايت فرموده است (طبيعى و ماوراى طبيعى)

7. اتحاد در داشتن استعداد تحصيل کرامت ارزشى در به ثمر رساندن شخصيت انسانى (طبيعى و ماوراى طبيعى)

8. اتحاد ناشى از جاذبه کرامت ارزش ميان انسان‌هاى رشد يافته (طبيعى و ماوراى طبيعى)

9. اتحاد فوق وحدت‌ها و کثرت‌هاى طبيعى، انسان‌ها با اين اتحاد شگفت‌انگيز است که در اين فرمول همه و همه به وحدت مي‌رسند (ماوراى طبيعى)

10. اتحاد در وحدت اصول اديان الهى (فطرى)

11. اتحاد در هدف‌گيرى‏ها (طبيعى)

12. اتحاد در برابر حقوق طبيعى و حقوق وضعى و هر قانونى که براى زندگى طبيعى و حيات معقول انسان‌ها ضرورت دارد (قراردادى طبيعى) در ميان همه اين اتحادها فقط شماره 8 و 9 اتحاد ناشى از جاذبه کرامت ارزشى ميان انسان‌هاى رشد يافته و اتحاد فوق وحدت‌ها و کثرت‌هاى طبيعى است که به وحدت کلمه حقيقى و حذف هدف‏هاى اختيارى و وحدت در «حيات معقول» نايل مى‏‌شوند.

همچنين علامه جعفري (ره) مبناي سه دريافت حقيقى وحدت يا اشتراک همه افراد مردم در اصول و مختصات را شامل جسمانى، روانى و روحانى مي‌داند، مانند انديشه، تعقل، لذت و الم، محبت و کينه، صيانت ذات، اراده، حب شهرت و نيک‌نامى و غير ذلک و اين است منشأ اصلى آن اصل ثابت که مى‏گويد: «بر خود بپسند آن‌چه را که بر ديگران مى‏پسندى و بر ديگران مپسند آن‌چه را که بر خود نمى‏پسندى.»





در ادامه بررسي انديشه علامه محمدتقي جعفري (ره) به شگفتي‌ها و اهميت اتحاد در ميان انسان‌ها مي‌پردازيم:

به عقيده علامه (ره) هيچ يک از پديده‏هاى بشرى مانند دو پديده متضاد اتحاد و خصومت، منشأ آثار و نتايج با اهميت نبوده است و به گفته وي: «اگر ما بتوانيم اين توفيق را بدست بياوريم که از سطوح ظاهرى رويدادها و شئون انسانى گذر کرده، ريشه‏هاى عميق آن‌ها را مورد بررسى قرار بدهيم، بدون ترديد دو پديده مزبور را از عميق‏ترين و پايدارترين ريشه‏ها خواهيم يافت.»

اتحاد ميان انسان‌ها ضامن بقا و تعالي آن‌ها است و خصومت بنيان‌افکن اين موضوعي است که علامه(ره) با دقت آن را مطمح نظر قرار داده و از جوانب مختلف سنجيده و مواردي را بدين شرح عنوان کرده ‌است.

اتحاد انسان‏ها با يکديگر عامل جلوگيرى آنان از نابودى‏هاى گوناگونى بوده است که سر راه تاريخ آنان را گرفته است.

نيز اتحاد انسان‏ها با يکديگر عامل بروز قدرت‏ها و استعدادهاى آنان بوده است، به طور کلى هيچ پيشرفت قابل توجهى بدون اتحاد و همکارى نصيب بشريت نشده است.

مسلم است که همه امتيازات مفيد که افراد و جوامع انسانى به دست آورده‏اند، بر دوران‏ها و جوامع گوناگون توزيع شده، هر يک تکميل کننده ديگرى بوده است. به اضافه اين‌که اتحاد ميان افراد و جوامع انسانى با اختلافات و تضادهايى که دارند، لذت روحى فوق‌العاده‏اى دارد که با هيچ يک از لذايذ معمولى قابل مقايسه نيست.

موارد بالا مؤلفاتي بر محور افکار مثبت تلقي مي‌شود، اما وي معتقداست: «يکى از جالب‏ترين چهره‏هاى انسانى در تاريخ، ائتلاف و يگانگى‏هايى است که نه از روى غرض‌ورزى و سنگربندى براى از بين بردن ناتوانان صورت گرفته است، بلکه براى محو ساختن تنفر و رقابت‏هاى کشنده و به وجود آوردن تفاهم‏هاى حقيقى و اشباع حس عضويت در يک خانواده پر مهر و صفا بوجود آمده است، در نقطه مقابل اين نعمت عظماى الهى انزجار و خصومت و تنفر قرار گرفته است که تاريخ ما انسان‏ها را به لجن کشيده، همه اصول و آرمان‏ها و الگوها را در هم ريخته است.»

علامه (ره) سپس خصومت و رويارويي ميان انسان‌ها را برخلاف حيوانات که صرفاً براي برآوردن حاجات غذايي و رسيدن به قدرت محض تلقي مي‌شود را بر مبناي موارد زير شماره مي‌کند:

1. خودخواهى با قيافه‏هاى گوناگونش.

2 . با اين‌که آدمى از شيرينى و عظمت جان فرد ديگر اطلاع دارد، باز سلاح برّان به دست مى‏گيرد.

3 . با اين‌که مى‏داند هيچ دليل و علتى براى نابود کردن طرف خصومت ندارد، احساس کمترين ننگ او را وادار به کشتار مى‌کند.

4 . بيمارى خونريزى (ساديسم) در هيچ يک از انواع جانداران ديده نمي‌شود، ولى تاريخ بشرى افراد فراوانى از اين بيماران را که عوامل اين بيمارى را خود به وجود آورده‏اند نشان مى‏دهد.

5 . آيا تاکنون شنيده‏ايد که جاندارى پس از سير شدن از غذاى خود، به غذاى مورد احتياج جاندار ديگرى تعدى کند؟ و اگر آن جاندار گرسنه براى دفاع از حيات خود دست به مقاومت بزند خونش ريخته شود؟ هرگز چنين پديده پستى ميان حيوانات وجود ندارد، در صورتى که قسمت عمده‏اى از کارزارها و کشتارهاى بشرى را در تاريخ همين پديده تشکيل داده است.

6 . حيوانات مانند انسان‏ها داراى پيامبران و مصلحان و خيرخواهان و دانشمندان و فلاسفه نيستند که براى لزوم تعديل قدرت قدرتمندان و اتحاد آنان فريادها برآورند و فداکارى‏ها کنند، در حالى که انسان‏ها به اضافه عقل و وجدان درونى، از وجود چنان پيشروان انسان دوست برخوردار بوده‏اند.

7 . حيوانات فتنه و آشوب‏هاى کشنده بر پا نمى‏کنند در صورتى که انسان‌ها اين گونه تلاطم‏ها را به‌وجود مى‏آورند و همه ارزش‏ها و اصول و قوانين را مختل مى‏سازند.

8 . حيوانات از تفکر درباره تحولات سازنده و نيروهايى که تحولات مزبور را به‌وجود بياورد محرومند ولى انسان با داشتن تفکر و نيروهاى مزبور، هنوز نتوانسته است قدرت تحول‌آفرين خود را به سود همه جانبه خود و ديگران به جريان بياندازد، به اين معنى که انسان به هر دگرگونى که اقدام کرده است بدان جهت که خودخواهى‏هايش را نتوانسته است مهار کند، اغلب تحولاتى را که به‌وجود آورده است به زيان ديگران تمام کرده است.

علامه بزرگوار (ره) مطرح مي‌کند که انسان‌ها داري آن‌چنان قدرت اتحادي هستند که شگفتي‌ساز است و اين علي‌رغم همه تفاوت‌ها و مجزابودن آن‌ها بنابر خصوصيات جسماني و رواني است، به نوعي که اين روابط گاه مي‌تواند در قالب اتحاد نمايان شده و گاه بنابر اختلاف سخت در کيفيات رواني بسيار دور و با فاصله باشد.

اين اتحادها مي‌توانند در حالاتي چون هم وطن بودن و هم‌نژاد و هم‌کار و هم‌عقيده بودن و غيره بروز کنند.

وي بيان کرده که بدون ترديد چنين اتحادهايى ميان ساير جانداران وجود ندارد لذا بايستى آن‌ها را از مختصات روانى انسان‌ها به‌شمار آورد.

همچنين در ارتباطات انساني اين اتحادها به گونه‌اي هستند که با انگيزه‏هاى برون ذاتى مانند وطن و نژاد و کار و عقايد مربوط به فرهنگ‏ها و اخلاقيات ناشى از محيط و ارتباطات انسان‏ها با يکديگر به‌وجود مى‏آيند با بروز تحولات در آن انگيزه‏ها و عوامل، دگرگونى‏هايى در اتحادهاى بروز مى‌کند.

اتحاد شگفت‌انگيز از نظر علامه (ره) اتحاد برين است که به‌صورت دروني است و هيچ‌گونه اختلاف جسماني و درون ذاتي نمي‌تواند در آن اثر گذارد و يا آن را محو و نابود کند.

البته وي معتقد بوده که اين اتحاد برين مربوط به همه انسان‏ها و در همه جوامع و در همه شرايط و دوران‏ها به صورت مؤثر استفاده نشده است، اين نوع اتحاد اگر به فعليت برسد و بارور شود، اتحاد شگفت‌انگيزى را ميان آدميان به وجود مى‏آورد.

بهترين شاهد وجود اين استعداد، پديده محبت و عشق ميان افراد فراوانى از انسان‏ها است که سرتاسر تاريخ را پر کرده‌اند.

البته وي صرف وجود عشق و محبت را به‌وجود آورنده اتحاد نمي‌داند بلکه اين دو پديده را عامل حرکت و به فعليت رسيدن استعداد مزبور دانسته که منجر به اتحاد مى‏‌شود، زيرا دو پديده مزبور مرتبه شديدى از اراده است که از کيفيت‌هاى خاص روانى است، در صورتى که اتحاد مورد بحث از جوهر جان‏هاى آدميان سر بر مى‏کشد.

وي همچنان يادآوري مي‌کند اتحادى که مورد بررسى ما است، ميان ارواح تکامل يافته بشرى است که توانسته‏اند ارتباط کل انسان‏ها را با مشيت وحدت‌ساز خداوند بزرگ درک کنند و در اين امتداد است که اهميت عناصر اتحاد با هدف حيات کرد مي‌يابد.

علامه جعفري (ره) در تبيين اين اتحاد اعلا اين‌گونه اظهار مي‌کند: «هيچ ارتباط و اتحاد و انضمامى در ميان انسان‏ها جز با اتحاد در هدف حيات امکان‏پذير نيست، عواملى که تاکنون به‌عنوان عوامل اتحاد براى انسان‌ها مطرح شده است، مانند نژاد و وطن و خويشاوندى نسبى و هم‌رنگى و عوامل حقوقى و اقتصادى اگر چه هر يک از آن‌ها با کيفيت مخصوص به خود مي‌تواند انسانى را به انسان ديگر مربوط بسازد، ولى هيچ يک از آن‌ها از اصالت و استحکام و پايدارى که در عامل هدف حيات وجود دارد، برخوردار نيست.»

حمايت و هوادارى از نژاد و وطن و ديگر عوامل ارتباط و پيوستگى اگر در تحليل نهايى به خودخواهى نرسد که براى حفظ مبانى اصيل حيات مطلوب است و در صورت خود محورى تباه کننده است، به يک تعصب خشک و خالى مستند مي‌شود.

اتحاد واقعي هنگامي شکل مي‌گيرد که اين پيوستگي فقط با اعتلاي هدف اعلاي حيات تحقق گيرد، آن وقت اگر چند انسان که در هدف اعلاى حيات با يک‌ديگر متحد شده‏اند، جاذبه موجود ميان آنان يک جاذبه روحى ناب و خالص است که در حال تکاپو به مقصد و هدف اعلاى حيات قرار گرفته‏اند، هيچ عامل مزاحمى نمي‌تواند اين جاذبيت را از کار بيندازد، اگر چه دورترين افراد از هم‌ديگر از نظر نژادى و قومى و سرزمين زندگى و خويشاوندى نسبى و وطن و غير ذلک بوده باشند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 21:40 توسط سحر محرابی |



رشد معنوی فرایند دور ریختن باورها و تصورات نادرست و غیرواقعی است و در این فرایند ما آگاهی و هوشیاری بیشتری نسبت به وجود درونیمان پیدا می کنیم.

رشد معنوی نه فقط برای کسانی که به دنبال روشنگری معنوی هستند و انتخاب میکنند که در محیطهایی دور از اجتماع و تنها زندگی کنند، بلکه برای همه افراد اهميت زیادی دارد. رشد معنوی می تواند پایه و مبنای زندگی بهتر و هماهنگ تر برای همه باشد، زندگی که فارغ از هرگونه فشار و دغدغه، ترس و اضطراب باشد.

با کشف وجود واقعی خود، ما رویکری متفاوت نسبت به زندگی پیدا خواهیم کرد. یاد می گیریم که اجازه دهیم موقعیت های خارجی روی وجود درونی و اعتقادات ما تاثیر بگذارد و قدرت و نیروی درونی در ما ایجاد می شوذد که ابزارهایی بسیار مفید و موثر هستند.

رشد معنوی راهی برای فرار از مسئولیت، غیرعادی رفتار کردن و تبدیل شدن به فردی غیرفعال نیست. بلکه متدی برای رشد، قوی تر، شادتر و مسئولیت پذیرتر شدن است.

شما می توانید راه رشد معنوی را بپیمایید و در عین حال مثل افراد عادی جامعه زندگی کنید. لازم نیست به دوردست بروید و تنها به زندگی خود ادامه دهید. می توانید خانواده تشکیل دهید، کار کنید، و برای خود تجارتی را بچرخانید، و در عین حال در فعالیت هایی که به توسعه و رشد درونی می انجامد شرکت کنید.

یک زندگی متعادل مستلزم این است که نه تنها نیازهای جسمی، احساسی و ذهنی خود را برآورده کنیم، بلکه احتیاجات روحی خود را نیز در نظر داشته باشیم و این هدف رشد معنوی است.

10 نکته برای رشد معنوی

1. کتاب های معنوی مطالعه کنید. درمورد آنچه که می خوانید فکر کنید، و ببینید که چطور می توانید از اطلاعاتی که گرفته اید در زندگی خود استفاده کنید.

2. حداقل روزی 15 دقیقه مدیتیشن کنید. اگر نمی دانید که مدیتیشن چطور انجام می مشود، می توانید از کتاب ها و نوارهای آموزشی آن استفاده کنید یا در کلاسهای آن شرکت کنید.

3. یاد بگیرید که چطور با تمرینات تمرکز و مدیتیشن ذهنتان را آرام کنید.

4. این حقیقت را دریابید که شما روحی با یک جسم فیزیکی هستید، نه یک جسم فیزیکی با یک روح. اگر بتوانید این ایده را به طور کامل بپذیرید، رفتار شما درمقابل خیلی از مسائل زندگی تغییر خواهد کرد.

5. هر از گاهی به درون خود و به ذهنتان نگاه کنید و ببینید که چه چیز باعث هوشیاری و بیداری شما می شود.6. مثبت فکر کنید. اگر متوجه شدید که شروع به منفی بافی کرده اید، سریعاً این حالت را تغییر داده و سعی کنید که مثبت فکر کنید.

7. با نگاه کردن به روشنی های زندگی، عادات شاد و سرزندگی را در خود پرورش دهید و سعی کنید شاد و خرسند زندگی کنید. شادی از درون خود شما نشات می گیرد. اجازه ندهید که شرایط خارجی شادی و خوشبختی شمار ا بر هم زند.

8. روی توانایی تصمیم گیری و قدرت اراده خود کار کنید. این باعث قدرت دادن به شما می شود و قادر خواهید بود عنان اختیار ذهنتان را به دست گیرید.

9. از جهان به خاطر هر چه که به دست می آورید تشکر کنید.

10.  در برخورد با دیگران صبور و شکیبا باشید و با ملاحظه رفتار کنید.

 رشد معنوی حق همه ی انسانهاست. کلیدی است برای رسیدن به آرامش فکر و خوشبختی. این رشد معنوی است که قدرت فوق العاده روح شما را آشکار خواهد کرد. این روح حتی در مادی ترین افراد هم وجود دارد. میزان آشکار شدن این روح درونی بستگی به این دارد که چقدر این روح به ظاهر شما نزدیک باشد و چقدر توسط افکار، اعتقادات و باورهای شما مخفی و پنهان شده باشد.

+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 19:26 توسط سحر محرابی |


 دکتر محمود احمدی نژاد رییس جمهور اسلامی ایران که صبح روز یکشنبه در جمع میلیونی راهپیمایان یوم الله ۲۲ بهمن در میدان ازادی سخن می گفت اظهار داشت:

بشر هم که خود اسمی از اسما خداوند و ایاتی بی نظیر از ان ظرف بی همتاست بر این حقیقت بزرگ واقف است که در عالم هیچ قدرتی به جز خداوند وجود ندارد.

احمدی نژاد گفت همه عالم مخلوق خداست و حیات به دست اوست. او لایموت است و عالم به اراده او پا برجاست . ندای توحید همه عالم را پر کرده و همه در هر مرتبه ای از وجود وذرات عالم به طور پیوسته در ذکر لا اله الا الله هستند.

وی افزود حقیقت وجود همین کلمه طیبه است ملت ایران به چنین خدایی متکی است. به او توکل میکنند و از او خرد می جویند و به وعده ها او اعتماد دارند و همه بزرگی و اقتدار خود را از او میخواهند . ملت ما پیرامون پرچمی که فرزند حضرت زهرا(س) روح الله امام خمینی (ره) برافراشت .

احمدی نژاد افزود: انقلاب اسلامی چراغ بشریت است که در جهان امروز روشن شده است . انقلاب اسلامی یک جهش بزرگ در حیات بشری به سمت نقطه کمال و تعالی است . رییس جمهور بیان داشت: امروز در دنیا انلاب اسلامی مترادف است با ازادی خواهی، استقلال خواهي، خداپرستي و عدالت جويي . انقلاب اسلامي مترادف با قيام در مقابل ستمگران برادري و عشق به انسان هاست.

انقلاب اسلامي مترادف با پيشرفت و تعالي است.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 14:0 توسط سحر محرابی |


روز پیروزی شکوهمند انقلاب بر همه ایرانیان مبارک باد

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 17:27 توسط سحر محرابی |


بهترين و كامل ترين راه براي انسان متعالي آن است كه خود را دائماً در حضور خدا ببيند . نه تنها بداند كه

 

 خدايي هست كه به كارهاي او آگاه است و اعمال او را رسيدگي مي كند ، بلكه همواره خود را در مشهد عظيم

 

 كريم و در صحنه بازرسي قيامت ببيند .

 

فرزانه كسي است كه وسيله را هدف نپندارد در غير از هستي محض لقاي خداوند كه همان حقيقت هستي است

 

 هر چيز ديگر را وسيله بداند و به چيزي كه گذراست دل نبندد .

 

اگر معارف انسان اين چنين بود و خود را در حضور خدايش ديد كاري را كه رضاي خدا در آن نيست انجام

 

 نميدهد ، نه تنها كار ناروا نمي كند بلكه حتي كاري را كه خواهش نفس در آن است انجام نمي دهد و عملي را كه

 

 مطابق ميل خويش مي يابد مرتكب نمي شود ، مي كوشد كاري بكند كه مطابق خواست خداي اوست و بس . اين

 

 انسان متكامل را نه ترس از دوزخ وادار به ترك رذائل مي كند و  نه شوق بهشت او را به سوي فضائل مي كشاند .

 

چنين انساني بر اساس محبت كار ميكند نه بر پايه ترس از دوزخ و بر پايه طمع به بهشت .

 

براي اينكه انسان به اين مرحله والا نائل شود خداوند رسول گرامي (ص) را به عنوان اسوه به بشر معرفي كرد

 

 و حضرتش را مورد اقتداي بشريت قرار داد و به بشر فرمود كه پيامبر گرانقدر داراي اخلاق عظيم است . راه

 

 اقتدار به خليق عظيم آن است كه اخلاق او را يكي پس از ديگري در خود احيا كنيد و اين امكان ندارد مگر اينكه

 

 انسان خود را در حضور خداي عليم خبير ببيند .

 

منبع: اخلاق كارگزاران در حكومت اسلامي-حضرت آيت الله عبداله جوادي آملي

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 18:53 توسط سحر محرابی |



    يکي ديگرازعوامل مهم و اثرگذار بر رشد کودکان و نوجوانان مدرسه است. مدرسه به طرق گوناگون رشد همه جانبه کودکان ونوجوانان وهمچنين نوع و ميزان دانش ونگرش آنها را نسبت به موضوعات مختلف از جمله تاريخ مشترک، سرزمين مشترک، و..... اتحاد ملي وانسجام اسلامي تحت تاثير قرار مي دهد. لذا به اين منظور بايستي کتب تحصيلي مورد بازنگري دقيق قرار گرفته ومفاهيم مربوط به اتحاد ملي وانسجام اسلامي (ادبيات وتاريخ مشترک، رسالت مشترک، دين مشترک، فرهنگ وهنر، و....) به نحو دقيق و کارشناسانه درمحتواي کتب تحصيلي، داستانها وحکايتها، ضرب المثل ها و...  وارد گردد. ازاين طريق معلمان که انتقال دهندگان کليدي محتواي کتب رسمي هستند، آنها را به دانش آموزان انتقال داده و موجب درک عميق و نگرش مثبت نسبت به اتحاد ملي وانسجام اسلامي درخود ودانش آموزان (ودر نهايت درکل اجتماع) مي شوند. به اين صورت دانش آموزان به تدريج با اين مفاهيم آشنا شده وآنها را دروني مي کنند و درسرانجام خود آنها نيز به عنوان افرادي که در آينده اين دانش ونگرش مثبت را به ساير افراد اجتماع انتقال خواهند داد درخواهند آمد.

+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 23:52 توسط سحر محرابی |


دهه فجر مبارک

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386 17:23 توسط سحر محرابی |



انسان تنها موجودي است كه قادر است. بهترين رشدها يا بدترين انحطاط ها را داشته باشد.
هيچ موجود ديگري در آفرينش چنين صعود و نزولي ندارد.بنابراين بايد عوامل رشد و انحطاط را شناخت و با فراهم كردن زمينه رشد و برداشتن موانع آن، راه را براي كمال هموار كرد.
دراين مقاله، نويسنده سعي كرده است بطور اجمال به اين مهم بپردازد. مطلب را از نظر مي گذرانيد:
انسان شناسي
اگر بپذيريم كه انسان موجودي دو بعدي با دو گرايش كاملا متفاوت است. يكي از اين دو گرايش و دو كوشش او را از ساير جانداران متمايز مي سازد، نگاه ما به انسان نگاه به «حيوان ناطقي» نخواهد بود كه جنس مشتركي با سايرين دارد و تنها در «ناطقيت» يعني قدرت انديشه و سخنگويي تفاوت دارد مگر اينكه اين «ناطقيت» را نهان خانه اسرار و رموز مافوق طبيعي بدانيم.
در ديدگاه هاي انسان شناسي هرجا سخن از «معمار هستي» بودن انسان است يقيناً نگاهي مافوق «خود» غريزي و وجه خلقي اوست چرا كه دراين بعد نه تنها انسان مجمع اسرار و رموز نيست، بلكه در مواردي حيوانات از او جلوترند. پس او از آن جهت كه «طبيعتي» دارد كه به گل وابسته است موجود «متوحشي» است كه اگر ارتعاشش دهيم در رديف ساير حيوانات قرار مي گيرد كه روي به سوي خاك و خاك دان دارد.
اما وجه دوم يعني خود فطري و وجه ملكوتي و عرشي او، همان خود انساني و ارزشي است كه نهان خانه اسرار و مافوق طبيعي و راه صعود انسان به عالم بالا مي باشد «جان كشيده سوي بالابامها» و اگر از «متمدن» بودن انسان سخني به ميان مي آيد مربوط به همين وجه است.


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 22:44 توسط سحر محرابی |


اطلاعات، دانش و فناوری در حال تغییر، موجودیت بشر امروزی هستند. علم و فناوری در عصر تحولات شگرف اطلاعاتی و ارتباطاتی به عوامل مهم قدرت در عرصه جهانی تبدیل شده اند. در عصر تحولات، توازن قدرت اقتصادی متکی به عصر تولید اطلاعاتی، کارآمدی یا ناکارآمدی کشورها در گردونه های دیگر توانمندی یا ضعف آنها بستگی تام به نحوه بهره مندی آنها از علم و فناوری دارد. بنابراین مبنای قدرت و حیات در جهان کنونی به چهار عامل ذیل بستگی دارد:
۱) میزان برخورداری از علم و دانش
۲) فرهنگی کردن علم
۳) سرمایه گذاری در تربیت محقق ویژه
۴) تولید ایده نو و تبدیل آن به محصول

ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386 10:24 توسط سحر محرابی |


ـ مبتني شدن روند تحول بر عناصر اصلي هويت ملي و آرمانهاي اساسي : ساماندهي تحول و توسعه بايد بر مبناي ارزشها و نگرشهاي فكري و اصول اعتقادي استوار باشد والا هرگونه مدل سازي توسعه مبتني بر ارزشهاي صرف غربي نمي تواند ثمربخش باشد.

ب ـ سياست هاي توسعه و پيشرفت

پس از آنكه شاخص هاي يك جامعه پيشرفته و توسعه يافته مشخص شد و ابعاد مدل آرماني توسعه از ديدگاه معظم انقلاب اسلامي معين گرديد نوبت به سياست هاي توسعه و پيشرفت مي رسد. يعني در رسيدن به هدف موردنظر چه سياست هايي بايد مدنظر قرار گيرد تا توسعه و پيشرفتي كه مطلوب است محقق شود.

 

حضرت آيت الله اي ابعاد تحول و پيشرفت يا سياست هاي آن را به شرح ذيل بيان مي دارند :

 

« ابعاد تحول و پيشرفت در نگاه ويژه نظام اسلامي عبارتند از :

 

1 ـ افزايش ثروت ملي 2 ـ عدالت طلبي 3 ـ اقتدار علمي 4 ـ رشد اخلاق و معنويت و عواطف انساني 5 ـ عزت ملي 6 ـ مبارزه با فقر و فساد و بيكاري و تبعيض 7 ـ مقابله به جهل و بي قانوني 8 ـ ارتقا علمي مديريت ها 9 ـ انضباط اجتماعي 10 ـ افزايش احساس مسئوليت اجتماعي 11 ـ استقلال فرهنگي (2 )


ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 15:23 توسط سحر محرابی |


چگونگي ايجاد توسعه و پيشرفت همواره يكي از سئوالهاي اساسي و مهم در ايجاد دگرگوني و تحول تكاملي جوامع بوده است . معمولا وقتي سخن از توسعه و پيشرفت مي شود نوعي پيشرفت و توسعه همه جانبه به ذهن متبادر مي شود. اگر بخواهيم از توسعه و پيشرفت تعريفي داشته باشيم مي توان گفت توسعه و پيشرفت همان افزايش سطح بهره مندي و رفاه ارتقا امنيت آزادي گسترش ارتباطات اجتماعي و امكان تحرك اجتماعي عمودي و افقي معطوف به ارزشهاي جامعه كه در سايه پيشرفت علمي و تكنولوژيك دگرگوني تكاملي در نظام بهداشت و درمان . آموزش و ساماندهي و مهندسي اقتصادي صنعتي و سياسي و فرهنگي بوجود مي آيد.

 

بنابراين براي رسيدن به افقهاي مطلوب زندگي كه همان زندگي توسعه يافته و همراه با پيشرفت است به نحو شايسته اي به مهندسي و مديريت آن نيازمنديم و بايد مدلي متناسب با ارزشهاي ديني و ملي طراحي و تدوين گردد.

 

از آنجايي كه هدف از اين نگارش تبيين ديدگاهها و تدابير معظم انقلاب اسلامي است ابتدا معيارهاي پيشرفت يا شاخصه هاي يك جامعه توسعه يافته را بيان نموده و سپس به سياست هاي توسعه از ديدگاه ايشان مي پردازيم .

 

الف ـ شاخصه هاي جامعه توسعه يافته

 

معظم انقلاب اسلامي در تبيين شاخصه هاي جامعه توسعه يافته مي فرمايند :

 

« معيارهاي پيشرفت عبارتند از :

 

1 ـ فرا صنعتي شدن

 

2 ـ خودكفايي در نيازهاي اساسي

 

3 ـ افزايش بهره وري

 

4 ـ ارتقاي سطح سواد

 

5 ـ ارتقاي خدمات رساني به شهروندان

 

6 ـ افزايش اميد به زندگي

 

7 ـ رشد ارتباطات

 

8 ـ مبتني شدن روند تحول بر عناصر اصلي هويت ملي و آرمانهاي اساسي » (1 )

 

 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386 19:20 توسط سحر محرابی |


طراحی قالب وبلاگ : سحرمحرابی X

هنرآموز هنرستان معلم سمنان


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

فروردین 1387

اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386


آرشیو موضوعی

آغاز سخن
پرسش مهر8
توانمندي جوانان عامل رشد و تعالي كشور
نفش ارتباطات در رشد و تعالي انسان
پیشرفت مبتنی بر معنویت و هویت اسلامی- ایرانی
عوامل پيشرفت همه جانبه از نظر رياست محترم جمهور
توسعه و پیشرفت از دیدگاه رهبر معظم انقلاب
جایگاه شایسته برای تعالی
تعریف رشد و توسعه
عامل اساسي پيشرفت
رشد علمی در ایران
رشد و تعالی از ديدگاه قران
سخنان دکتر محمود احمدی نژاد در ۲۲ بهمن
در مسیر رشد و تعالی
توسعه و پيشرفت از ديدگاه ولي فقيه (قسمت اول)
توسعه و پيشرفت از ديدگاه ولي فقيه (قسمت دوم)
10 نکته برای رشد معنوی و...
تحقیق و پژوهش گامی برای رسیدن به توسعه و پیشرفت
نقش مدرسه در پیشرفت و تعالی
بررسي نگاه علامه جعفري (ره) بر گستره وحدت در جامعه
نظام‌ آموزشی‌ و آرمان‌ توسعه‌یافتگی
موانع رشد و بالندگی از نظر قرآن
مناسبت ها
خانواده مهمترین عامل پیشرفت
امام علي (ع) و راز و رمز پيشرفت و سقوط
رقابت عامل پیشرفت
راهکارهاي تقويت اتحاد ملي وانسجام اسلامي
آینده اسلام به سوی پیشرفت
عدالت عامل اصلی پیشرفت و توسعه کشور
پنج رازی که باعث پیشرفت می شوند!
راهکارهای پیشنهادی برای دستیابی به پیشرفت
مفهوم توسعه و ابعاد آن
آموزش و پرورش زير بناي توسعه کشور
خود باوري در سخنان رئيس جمهور


پیوندها

اتحاد ملی انسجام اسلامي 86
دیدگاه



:لوگوی وبلاگ

سازمان آموزش و پرورش استان سمنان

پرسش مهر

پرسش مهر8

پرسش مهر

پرسش مهر

پرسش مهر

پرسش مهر

اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد